جک

یه روز یه ترکه داشته فیلم س و پ ر میدیده که یهو زنش از راه میرسه ترکه هم هول میکنه و میگه که : خانم بیا ببین این اسراییلی های پدر سوخته با این فلسطینیا چی کار میکنن .



پسر جوان با پیر زن ازدواج میکنه ، پسره میمره ،پزشک قانونی علت مرگ رو خوردن شیر (یا ممه) تاریخ مصرف گذشته اعلام میکنه


زنه ش و ر تشو به جای دمکنی رو قابلمه برنج میزاره برنجا تا۳۰ سانت قد میکشن.


یه روز جاسم میره جبهه و توی عملیات خمپاره نصف ک و نش را می بره وقتی بر میگرده خونه ننش می گه خاک بر سرت جوونای مردم میرن جبهه جون میدن تو میری جبهه ک و ن میدی!!

یه کشاورز نمونه با قلمه زدن درخت پسته و زیتون موفق به عمل آوردن درخته پست ون شد …



یک خانم یک آقا رو برای ۱۰۰۰ چیز میخواد
اما یک آقا آنقدر آقاست که ۱۰۰۰ خانم رو برای یک چیز میخواد !!!!

یه نفر رفت از میوه فروشی که صاحبش بسیجی بود میوه بگیره
پرسید آقا سیب چنده ؟
مغازه دار گفت : سیب نه میوه بهشتی
بعد مرده که بادمجان میخواست گفت خوب ک** بلال حبشی چنده ؟؟

ترکه به مهماندارهواپیما میگه : یه لیوان شیر بمن بده .
مهماندارهم س ی ن ه اش رو در میاره میگه بفرما.
ترکه میگه : کاش یه لیوان شاش می خواستم .

یه روز خدا آدم و حوا رو آفریده بود گذاشته بود جلوی آفتاب خشک بشه یه هو حوا جیغ می زنه
خدا میگه چی شده ؟
حوا میگه آدم یه تیکه از وسطه پای منو کند گذاشت وسط پای خودش .
خدا میگه ناراحت نباش تا آخر دنیا منتتو میکشه که بذاره سرجاش


مرد به زنش: زن من امروز ارتقا درجه گرفتم و از الان من سرهنگم…
زن: مرد من به این کارا کار ندارم می خوای سرهنگشو وزیر دفاع شو ….
فقط یه چیز ازت میخوام یه کاری کن که شبها زیر پتو استوار باشی!!

پسرک از مادرش میپرسد. مادر جان! آیا قند پا دارد؟
مادر میگه: نه پسرم قند پا ندارد.
پسرک میگه: پس چرا دیشب پدرم میگفت که قندم پاهایت را بالا کن.


به رشتییه میگن روی هم رفته چند تا بچه داری؟
میگه: والله ما روی هم نرفته چهار تا!!
*


رشتییه سراسیمه می یاد خونه می گه: اهاااااااااااای اونی که داری خانوم منو می *نی
یارو می ترسه از اتاق می یاد بیرون .
رشتیه می گه دم در کارت دارن

یارو به یه خانمی میگه ببخشید اسم شما چیه؟
خانمه میگه من فاطمه هستم ولی صدام میکنن فاطی.
طرف میگه خوب شد کوثر نیستی!

دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!
– وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!
– وقتی غمگین است آه میکشد
– وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد .
– وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .
– وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.
– همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند .
– تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .
– از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود


ویژگی های پسرای ایرانی
۱-چشماشون بیشتر از عقلشون کار می کنه.
۲-تا یه دختر خوشگل می بینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش.
۳-چشمک جزو تیک عصبیشونه.
۴اصولا هفته أی ۱ بار شکست عشقی می خورن.
۵-اگه یه روز متلک نگن زبونشون میخ در میاره.
۶-دوستت دارم جزو حرفای روز مرشونه.
۷-زبان باز ترین و پاچه خوار ترین موجودات روی زمین.
۸-می خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه


چهار نفر تنشون میخاره :
۱- اونی که چشمک میزنه شماره نمیده
۲- اونیکه شماره میگیره زنگ نمیزنه
۳- اونی که حموم نمیره
۴- اونی که اف خودتو برا خودت میفرسته

سه جا نباید حرفا رو باور کنی: ۱- حرفای روی منبر رو ۲- حرفای پای منقل رو ۳ – حرفای توی بغل رو
متهم ردیف ۱ منم که از تو مستم , اینجا کنار مرده ها نشستم , جرم من اینه که چشام , سایه ات رو قاب گرفتن , روی پوست شب , اسم تو رو خالکوبی کرده دستم

می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه!

میدونی شباهت تو با لامپ چیه !؟؟ دور هر دوتا تون پشه جمع میشه

نون و پنیر و چایی ، قصه ی آشنایی ، الهی یاد نگیری ، هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس ، با یه مداد قرمز ، هزار دفعه نوشتم ؛ زندگی بی تو هرگز !

گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد.بیچاره ۲ بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نماشد… ولی ما هنوز صادق ترینیم

روزگاریست همه عرض بدن میخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند / دیو هستند ولی مثل پری می‌پوشند / گرگ‌هایی که لباس پدری می‌پوشند / آنچه دیدند به مقیاس نظر می‌سنجند / عشق‌ را همه با دور کمر می‌سنجند / خب طبیعی ست که یک روزه به پایان برسد / عشق‌هایی که سر پیچ خیابان برسد

منت محمود را احمدی نژاد که طاعتش موجب مدرک است و به ستایش اندرش مزید ثروت. هر سخنی که برآورد مضر حیات است و چون بخندد مخرب ذات. پس در هر عملش دو نکبت موجود است و به هر نکبتی لعنتی واجب

زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «پاک کن» بگویید: مالش بر دانش

*

اگر گفتید فرق محل کار ایرانی ها و امریکایی ها چیه؟ مردم امریکا در خانه استراحت می کنند…در اداره کار می کنند و در خیابان تفریح…اما مردم ایران در خانه تفریح می کنند…در اداره استراحت و در خیابان کار.

  • از تزریقی میپرسن تو چرا به این روز افتادی؟میگه تقصیر خمینی شد هی گفت مسلمونا از حرفتون کم کنین به عملتون اضافه کنین ما هم گوش کردیم به این روز افتادیم!!

    *


    معتاده میره دستشویی ، میزنه آفتابه رو لتو پار می کنه !

    بهش می گن : چرا آفتابه رو این جوری کردی ؟ می گه : برام ژست گرفته بود!!!

    *

    جوایز قرعه کشی بانک معتادان جوان :

    ????دستگاه پیک نیک

    ???کمک هزینه خرید منقل و بافور

    ??هزینه سفر به زاهدان

    و هزاران جایزه یک مثقالی

    *

    یه روز از یک معتاد سوال میکن که امام اولت کی هست میگه بابا من اژ کجا بدونم بهش میگن همون که شمشیر داشت خوب میجنگید ..
    معتاده میگه ژوروهست؟؟؟؟؟؟

  • یه معتاده هی داد میزد تاکشی تاکشی، بالاخره یک تاکسی ده متر جلوتر وای میسه، معتاده میگه: لا مششب، اونجا که مقصدم بود!

  • به معتادی گفتند با ۴۵ و ۴۶ و ۴۷ و ۴۸ جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟

  • معتاده به دختره متلک میگه: چشاش بیشت لباش بیشت تیپش ییشت  . دختره برگشت و گفت : گم شو اشغال  . معتاد گفت: انژباط شفر

  • به معتاده می گن فرق تو با یه ورزشکار چیه؟
    میگه هیچی اونا تکنیکی کار می کنن ما پیکنیکی

    * معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته!

    یارو میره آنتالیا میپرسن چطور بود؟
    میگه قدیما لباس خانمها ۲ تیکه بود الان شده سه تیکه
    میگن چجوری؟
    میگه: الان شده کلاه ،عینک ، دمپایی
    **

    در فصل زمستون که لبو میچسبد
    آغوش و فشار و گفتگو میچسبد
    پس شعله بخاری ها را  کم کن
    که فقط زیرپتو میچسبد !!!

    شرکت ملی گاز ایران !!!

    *
    *

    روزی ز لــــُـپ یـــار ربـــودم بــــوســــی
    گفـــت: هــم بـــی ادبــی هم لوســـی
    گفتم که گناهم چیست کردم بوسی؟
    گفتا : لب و ول کردی ولپ می بوسی؟

    *
    *

    وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم دفعه اولش نیست, آخرش هم نخواهد بود
    وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند تصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باش

    *
    *

    می دونی بهترین دوست تو کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    کسی که اولین اشک تو را ببینه
    دومیش را پاک کنه
    سومیش را تبدیل به خنده کند

    **

    بابا جونم می دونی فرق مسلسل با تفنگ چیه؟؟
    آره پسرم تفنگ  مثل حرف زدن من می مونه
    اما مسلسل مثل حرف زدن مامانت اینا است که یه ریز حرف می زنه.

    *

    تک زنگ چیست؟

    با خبر شدن دو گدا از هم!

    *

    می دونی شکست عشقی یعنی چی؟

    یعنی بری پای تخته کنفرانس بدی، بعد بفهمی زیپ شلوارت باز بوده!

    *

    مرد عاشق تا وقتی ازدواج نکرده نا تمام است

    و وقتی که ازدواج کرد کارش تمام است!

    *

    آمازون با تمام درختاش…

    آسمون با تمام ستاره هاش…

    دنیا با تمام آدمهاش…

    بارون با تمام قطراتش

    خلاصه اگر همه رو با هم جمع کنی، خیلی می شه

    *

    فردا ماه گرفتگی شروع می شه.

    اگر منو گرفتن، تو مواظب خودت باش!

    *

    گاهی به آسمان نگاه کن…

    از توپولف و کاسپین خبری نیست؟

    خوب، خدا رو شکر… می تونی به کارات برسی!

    *

    ازدواج تنها جبهه ایست که می توان شبها با دشمن در یک سنگر خوابید!

    *

    حیف نون نگاه می کرده به موبایلش و می خندیده. بهش می گن چیه؟

    می گه SMS اومده. می گن بگو ما هم بخندیم. می گه نمی دونم کیه هی می فرسته:

    Low Battery!

    *

    ای خدا تک تکی تا کی بخوابم من تکی

    باس کی بخوابیم جفتکی تا که بسازیم طفلکی

    *

    وجه اشتراک نوار غزه با نوار بهداشتی :

    هر دو غرق در خون – هر دو تحت فشار
    هر دو تحت حمله موشکی

    هر دو مورد تجاوز بیگانگان

    هر دو تیکه و پاره
    !!! ( به غزه کمک کنید)

    یه روز یه ترکه داشته فیلم س و پ ر میدیده که یهو زنش از راه میرسه ترکه هم هول میکنه و میگه که : خانم بیا ببین این اسراییلی های پدر سوخته با این فلسطینیا چی کار میکنن .
    *

    پسر جوان با پیر زن ازدواج میکنه ، پسره میمره ،پزشک قانونی علت مرگ رو خوردن شیر (یا ممه) تاریخ مصرف گذشته اعلام میکنه

    *
    *

    زنه ش و ر تشو به جای دمکنی رو قابلمه برنج میزاره برنجا تا۳۰ سانت قد میکشن.
    *

    یه روز جاسم میره جبهه و توی عملیات خمپاره نصف ک و نش را می بره وقتی بر میگرده خونه ننش می گه خاک بر سرت جوونای مردم میرن جبهه جون میدن تو میری جبهه ک و ن میدی!!!

    *
    *

    یه کشاورز نمونه با قلمه زدن درخت پسته و زیتون موفق به عمل آوردن درخته پست ون شد …

    *
    یک خانم یک آقا رو برای ۱۰۰۰ چیز میخواد
    اما یک آقا آنقدر آقاست که ۱۰۰۰ خانم رو برای یک چیز میخواد !!!!

    *
    *

    یه نفر رفت از میوه فروشی که صاحبش بسیجی بود میوه بگیره
    پرسید آقا سیب چنده ؟
    مغازه دار گفت : سیب نه میوه بهشتی
    بعد مرده که بادمجان میخواست گفت خوب ک** بلال حبشی چنده ؟؟

    *

    ترکه به مهماندارهواپیما میگه : یه لیوان شیر بمن بده .
    مهماندارهم س ی ن ه اش رو در میاره میگه بفرما.
    ترکه میگه : کاش یه لیوان شاش می خواستم .

    *
    *

    یه روز خدا آدم و حوا رو آفریده بود گذاشته بود جلوی آفتاب خشک بشه یه هو حوا جیغ می زنه
    خدا میگه چی شده ؟
    حوا میگه آدم یه تیکه از وسطه پای منو کند گذاشت وسط پای خودش .
    خدا میگه ناراحت نباش تا آخر دنیا منتتو میکشه که بذاره سرجاش

    **

    مرد به زنش: زن من امروز ارتقا درجه گرفتم و از الان من سرهنگم…
    زن: مرد من به این کارا کار ندارم می خوای سرهنگشو وزیر دفاع شو ….
    فقط یه چیز ازت میخوام یه کاری کن که شبها زیر پتو استوار باشی!!

    **

    پسرک از مادرش میپرسد. مادر جان! آیا قند پا دارد؟
    مادر میگه: نه پسرم قند پا ندارد.
    پسرک میگه: پس چرا دیشب پدرم میگفت که قندم پاهایت را بالا کن.

    عربه به رشتیه میگه اهلا و سهلا

    رشتییه  میگه من که نه ولی خانمم هم اهلا و هم سهل

    *

    *
    فرمانده به رشتییه میگه: این چیه دستته؟
    میگه: ناموسمه قربان.
    فرمانده میگه: نه احمق! این تفنگته. به کسی ندیش ها

    *


    *

    رشتییه  سراسیمه می یاد خونه می گه: اهاااااااااااای اونی که داری خانوم منو می ***
    یارو می ترسه از اتاق می یاد بیرون .
    رشتیه می گه دم در کارت دارن

    *


    *

    بهرشتییه میگن روی هم رفته
    چند تا بچه داری؟ میگه: والله ما روی هم نرفته چهار تا!!

    *

    *

    یه روز یه رشتییه به دوستش میگه : که چقدر این ترک ها خرن
    دوستش میگه آره بابا ، ما یه همسایه ترک داریم، ۱ ساله که نتونستیم حالیش کنیم که
    بابا این زنه منه نه زن اون.

    *


    *

    رشتییه به دوستش میگه: خاک بر سر بی غیرتت کنن،
    زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده

    *

    یک محققی داشته تحقیق میکرده که تو فرهنگهای مختلف زن رو سنبل چی میدونن.
    اول از یک رشتییه میپرسه: شما زن رو به چی تشبیه میکنید؟
    رشتیه میگه: زن مثل کتاب میمونه! وقتی خودت خوندی، باید بدی دوست بخونه، آشنا بخونه!!

    بعد از قزوینیه همینو میپرسه، قزوینیه میگه: بالام جان، زن مثل نوار میمونه! یک طرفش رو که گوش دادی، باید برش گردونی اونورش رو گوش بدی!!

    بعد از عربه میپرسه، عربه میگه: ولک زن مثل گوجه میمونه! شیش تاشو باید بکشی به یه سیخ!!!

    *

    به رشتییه  میگن : اون چیه که درازه، کلفته و اگه تحریکش کنی ازش آب میاد؟
    رشتیه میگه: آوووو آقا جان! این که دیگه سوال نداره ! خوب معلومه دیگه، دماغه !!!

    *

    اخبار دیروز: به یک زن  رشتییه که در پارک مشغول دویدن بود تجاوز شد.
    اخبار امروز: امروز هزاران زن رشتی در پارکها میدوند …

    *

    زن رشتیه بچه دار میشه، وقتی بچه رو به رشتییه نشون میدن، میبینه بچه سیاهه!!

    خلاصه یکم میره تو فکر، ولی چیزی نمیگه. یک پنج-شیش ماه بعد، رشتیه با زنش مشغول کارِ خیر بوده، یهو وسط کار حواسش جمع میشه، میبینه خانوم اونقدر دست و پا زده که پتو رو انداخته پایین. خلاصه حسابی شاکی میشه، میگه: خانوم جان این پتو رو بکش رو خودت، باز این یکی بچه هم مثل قبلی نور میخوره، میسوزه!!!

    *

    به رشتییه می گن خاک یر سر بی غیرتت دیدی در خونتون مردای شهر صف کشیدن؟
    رشتیه می گه: اقدس طلایی دیگه بابا

    دعای ورود به قزوین: اللهم حخظ کوننا من دخولل الشیاء الحرام

    *

    یه یارو میره قزوین، می‌بینه یه بچه آویزون کردن ورودی شهر. میره میدون مرکزی شهر، می‌بینه سه تا بچه هم اونجا آویزون کردن، از یکی می‌پرسه جریان این بچه‌ها چیه؟
    قزوینی می‌گه: ببم جان، اینا جوایز بانک صادراته!

    *

    یه قزوینی  تو شهر قم گم میشه .
    تمام مراجع فتوا صادر میکنند که تا پیدا شدن آن نماز باید به صورت نشسته خوانده شود.

    *

    یه روز یه قزوینیه به یه ترکه داشته شنا یاد میداده، بعد از ۲ ساعت آموزش، ترکه به قزوینیه میگه:
    ببخشید اگه شما انگشتتون رو از ک.و.ن من در بیارین من غرق میشم؟

    *

    به قزوینیه میگن . یه جمله کوتاه زیبا با احساس بگو … میگه برگرد …

    قزوینیه عروسی میکنه تو کارته عروسیش مینویسه :
    آوردن اطفال زوریست

    *

    سـرخ پوستـها موقـع حمـله به قزوین  میگـن: آکـومبا، بومـبا، یاکـومبا!
    وقــتی که از حمله بر می‌گـردند میگن: نکن بابا، نکن بابا

    *

    خبر فوری:
    هنوز کنکور در قزوین ادامه دارد،
    به گزارش بی بی سی هنوز داوطلبین جرأت نکردن دفترچه سوالات را از روی زمین بر دارن

    *

    ضرب المثل:قزوینی
    اگه رفیق، رفیق باشه آدم چرا منت زنشو بکشه!

    بچه قزوینیه از باباش می پرسه بابا مامان شبها کجا می ره؟
    باباش می پرسه چطور ؟؟
    بچه میگه آخه شما همش می گید برگرد برگرد …

    قزوینیه ۱ میلیون دلار از خونه یه پولدار میدزده .
    روز بعد زنگ میزنه خونه طرف میگه : بچه ات رو بده تا پولهارو پس بدیم

    *

    از قزوینیه میپر سن FBI یعنی چی ؟

    میگه فدراسیون بچه بازان ایران

    جهت با شکوه تر شدن نماز جمعه قزوین، سوره بقره به سجده اضافه شد

    بچه قزوینیه به مامانش میگه مامان تو شبا کجا میری که هی بابا بهت میگه برگرد

    .توی قزوین قیمت یک ساعت بازی بیلیارد ۱۵۰ تومان است ولی قیمت یک ساعت تماشای بازی بیلیارد ۳۵۰۰ تومان!

    یه قزوینیه توی صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، یه کم زودتر از بقیه بلند میشه،
    یه دفعه با هیجان میگه: خدایا، به خاطر این دو رکعت نماز، من مستحق اینه همه نعمت نیستم!

    منو این همه خوشبحتی محاله محاله

    کمر بند شلوار شما ضامن سلامتی شماست
    روابط عمومی استان قزوین

    • ملت به آمریکا پشت میکنن … قزوینی ها
      میرن اقامت دایم آمریکا میگیرن
    • میدونی قزوینی ها به برادر زن چی میگن؟
      اشانتیون

    • قزوینی یه ، یه گونی شرت رو دوشش بود
      بهش می گن بارت چیه؟
      میگه : یه دنیا خاطره!!

    • هیئت دولت زن را سهمیه بندی کرد:
      ترکها ۱۰ زن چون مصرفشان بالاست
      قزوینی ها ۴ زن. چون دوگانه سوزند
      رشتی ها یک زن . چون سهمیه شون رو می فروشند

    • جشنواره فیلمهای قزوین:
      کون بلبلی (کمدی)
      کون صورتی (انیمیشن)
      کون پاره (جنگی)
      تنها کون کافیست (عشقی)
      کون خور (ترسناک)
      کون برهنه (سک سی)
      شهر کونها (مستند)
      رد کون (پلیسی)
      پسری با کون بدون سوراخ (تخیلی)
      عجب کونی دارم پسرم (خانوادگی )
      به خاطر یه لپ کون (وسترن)
      کون قرمزی (کارتون)
      هزار کون نکرده (اجتماعی)
      کون سوخته (سیاسی)
      کونهای آلوده (علمی)
      کونیها به بهشت نمیروند (مذهبی)

    • اولین درخواست مردم قزوین از ماهواره امید: فیلمبرداری از سوراخ لایه ازون

    • جهت با شکوه تر شدن نماز جمعه قزوین، سوره بقره به سجده اضافه شد

    • اعضای تیم منتخب قزوین: الیور کان، کان ناوارو، کاندلا، بیشکان، اوکان، کان بی یاسو، کانتونا، کانچیچ، کانو، کانیزارس، کانیگیا، سر

    • از قزوینیه می‌پرسند:باسن  چند بخشه؟ میگه: نه بخشه، نه استان، یه دنیاست

    • قزوینیا یک ماهواره میفرستن فضا که دنبال سوراخ لایه اوزون بگرده

    • یه قزوینیه یه پیر مرد رو می بره مهد کودک مگه اینو واسه  من خورد کنید

    • یه قزوینیه می ره افریقا. یه بچه سیاه با خودش میاره . دوستاش می پرسن این کیه اوردی؟ میگه اگه خدا قبول کنه برای ایام محرمه

    • یه قزوینیه یه بچه گرفته بود تو دستش و میدویدیه نفر ازش سوال میکنه چی شده میگه فردا امتحان بچه بازی دارم هنوز لاشم باز نکردم

    • جایزه ی بانک های قزوین:نفر سوم ۵کودک نفر دوم ۱۰کود نفر نفر اول کلید طلایی یک مهد کودک

    • به قزوینیه میگن یه خاطره خوب بگو یه خاطره بر..میگه:خاطره بد.شب بود بچه بودم.. خاطره خوب:شب بود بچه بود

    • میدونستی صاحب شرکت نوکیا یه قزوینیه ….ندیدی وقتی گوشیتو روشن میکنی یه نفر دست یه بچه رو میگیره

    به اصفهانیه میگن دو دوتا میگه: میخای بخری یا میخای بفروشی!

    *

    اصفهانیه آب معدنی میخره به زنش میگه یه کم آب بهش اضافه کن خیلی غلیظه

    *

    دو تااصفهانی دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه می کشیده اون یکی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا بزن

    *

    یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم ! بقیه اش هم همین مزه را می دهد

    *

    اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر ۸ ساعت یکی

    *

    دختراصفهانیه باباش پول نمیده دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!

    *

    تحقیقات نشون داده اصفهانیها فقط در ۲۲ روز سال رشد می کنند: دهه اول محرم + ۱۲روز اول عید

    یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه

    اِگه گنجیش پِریدن یادش بِرد. اِگه شیرین، فرهاد یادِش برد .اِگه ماهی، دریا یادش برد . من پولی این اس ام اسا که بی شما دادم یادم نمیرد!

    آغاز سال ۲۰۰۸ مبارک ، تاسوعا و عاشورا تسلیت ، پیروزی انقلاب مبارک ، اربعین حسینی تسلیت ، رحلت پیامبر و شهادت امام حسن و امام رضا تسلیت ، روز ملی شدن صنعت نفت و عید باستانی نوروز بر شما مبارک تا آخر سال خداحافظ …….اس ام اسی از یک اصفهانی

    شب عید فطر همه اصفهانیا بیرون خوابیده بودن ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین میگن واسه اینکه پول فطرمون بیفته گردن شهرداری

    به آدامس می گن آرزوت چیه؟ میگه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم
    جشنواره فیلم اصفهان ۱- دو نفر با یک تخم مرغ ! ۲- تا حالا موز خوردی؟ ! ۳- ۱۰ نفر زیر یک چتر ! ۴- من هوشنگ ۱۵ تومان دارم ! ۵- دیشب باز هم پیتزا خوردمیه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه ,وسط راه مسافر سوار می کنه

    بلیطای اصفهان از ۲۰ تومن به ۱۰ تومن کاهش پیدا می کنه اصفهانیا اعتراض می کنن ازشون میپرسن واسه چی اعتراض کردین می گن چون قبلا که پیاده می رفتیم ۲۰ تومن به نفعمون بود اما حالا ۱۰ تومن به نفعمون

    یه تهرانیه و یه اصفهانیه و یه ترکه داشتن کنار خیابون میشاشیدن.  یه دفعه نیرو انتظامی میرسه، به تهرونیه میگن: مرتیکه! داری چی کار میکنی؟!
    میگه: دارم مرگ بر شاه مینویسم. میگن خوب اشکال نداره.
    به اصفهانیه میگن: تو داری چه غلطی می‌کنی؟! ‌میگه دارم مینویسم: استقلال آزادی جمهوری اسلامی! بازم می‌گن خوب اشکالی نداره.
    نوبت به ترکه میرسه، هول میشه نمیدونسته چی بگه، ‌میگه: آقا والله من سواد ندارم، بیا خودت بگیر هر چی میخوای بنویس

    اصفهانیه زنش میمیره رو سنگ قبر زنش مینویسه: اشرف الملوک همسر دکتر رضایی : متخصص قلب و عروق واقع در خیابان انقلاب ساختمان پزشکان پلاک ۱۱۷ ساعت کار ۹ صبح تا ۶ بعداز ظهر تلفن:……

    نظر ۱۴

    جک اصفهانی **

    اردیبهشت ۶, ۱۳۸۷ در ۵:۳۳ ب.ظ · در دسته جك اصفهاني

  • اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱ لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه: لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟

  • یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار

  • اصفهانیه داشته تو خیابون میرفته که یهو میبینه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نیاز به قضای حاجت داره! خلاصه یخورده اطراف چرخ میزنه تا آخر یک توالت عمومی پیدا میکنه. خوشحال و خندان میره تو که یهو دم در یک مردک لندهور جلوشو میگیره، میگه: کجا عمو؟! اینجا توالتش ورودی داره، ۲۰۰ تومن! اصفهانیه شاکی میشه، میگه: انصافتو شکر! یک ریدن دویست تومن؟! نمیخوام! خلاصه میاد بیرون، یکم دیگه چرخ میزنه میبینه نه اوضاع خیلی خرابه، برمیگرده، میگه: درک بیا اینم دویست تومن. یارو میگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودی جدید ۵۰۰ تومنه! اصفهانیه تا فیهاخالدونش میسوزه، میگه: یعنی چی؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برینه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاکی میاد بیرون، یکم راه میره، میبینه الانه که وسط آدم و عالم برینه به خودش، زود بر میگرده، باحال زار یک پونصدی میده، میگه: بیا بابا اینم ۵۰۰ تومن. باز صاب توالت یک ابرو میندازه بالا، میگه: تــُـچ! چون تو مضیقه‌ای ورودیت میشه هزار تومن! اصفهانیه که دیگه عرق از بناگوشش سرازیر شده بوده، میگه: بابا سگ خور! بیا اینم هزار تومن، بزار برم برینم! خلاصه میره تو. مردک توالت‌چی(!) میبینه یک ربع گذشت، نیم ساعت گذشت، یک ساعت گذشت، آقا نیومد بیرون. میره در توالت رو باز میکنه، میبینه اصفهانیه با کمربند خودشو دار زده، یک یادداشت هم گذاشته که: “کسی که تو این گرونی فرق گوز و ان رو نمیفهمه فقط واسه مردن خوبه“!

  • یه اصفهانیه میره خواستکَاری برای اقا زادش بابای دختر میبرسه شما در دختر من جه جیزی دیدین که اومدین خواستکَاری در دخترتون هیجی والا ولی تو حساب بانکی شما یک جیز هایی دیدیم

  • یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می کنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می کونم.

  • چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد

  • یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!

  • یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته کنار خیابون گریه میکنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد میگه اینکه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!

  • یه اصفهانی به باباش تلفن میزنه برای اینکه پول تلفنش زیاد نشه فقط میگه : من کاظم ، پول لازم . باباش هم میگه : من مریض ، قر نریز

  • بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم !

  • به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس .

  • به اصفهانی مییگن با کالسکه جمله بساز میگه این میوه ها کالس که !!!!!!!!!!!

  • اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟

  • ۵راه میشه تشخیص داد یه نفر اصفهانیه اول اینکه همشون زیرشلواری آبی راه راه می پوشن ( البته شاید با خوندن این مطلب سریع اونو عوض کنن) دوم اینکه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهی به شیشه میکنن به کجا رسیده سوم اینکه تا در بستنی رو باز میکنن سریع یه لیس به درش میزنن چهارم اینکه وقتی براشون مهمون میاد دم در می ایستند و به جای اینکه بگویند بفرمائید تو میگن چرا نمیای تو پنجم اینکه من اصفهانی نیستم ، ولی چرا این کار ها رو میکنم

  • اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق و بهش بگین کوچه اون طرفی شام میدن

  • اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش

  • یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده

  • اصفهانی تف میکنه آب بدنش کم میشه

  • یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش تف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا , اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور

  • اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

  • یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه

  • بچه اصفهانی سر سفره غذا می خورده.باباش با لهجی شیرین اصفهانی بهش میگه باباجون اینقدر غذا بخور که سیر بشی نه اینقدر که خسته بشی

  • اصفهانیه داشته رو خودش یخ می ریخته. میگن چرا این کارو می کنی میگه می خوام سرما بخورم. میگن چرا؟ میگه : آخه یه پنی سیلین دارم داره تاریخ مصرفش میگذره !

  • اصفهانیه می‌ره سربازی وقتی برمی‌گرده بابا و داداششو با کلی ریش می‌بینه می‌زنه زیر گریه می‌گه بگین چی شده من طاقت دارم. باباش می‌گه کره‌ خر چرا ریش تراشو با خودت برده بودی؟!

  • اصفهانیه قله اورست رو فتح کرد.بهش میگن انگیزه ات چی بود؟؟ میگه خدا لعنت کنه کسی رو که گفت اون بالا نذری میدن یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

    جکهای ارسالی شما

    اس ام اس و آفلاین عاشقانه جک و اس ام اس عارفانه آفلاین عارفانه و عاشقانه مطالب عاشقانه و عارفانه آفلاین جدید وعاشقانه آفلاین تازه و جدید جک جدید اس ام اس جدید آفلاین سرا جک سرا اس ام اس سزا سرای آفلاین و فال حافظ جک و لطیفه و آفلاین جدید آفلاین روزانه اس ام اس و جک روزانه مطالب جدید و عارفانه عاشقانه جک لطیفه آفلاین اس ام اس و آفلاین رشتی اس ام اس و آفلاین و جک ترکی آفلاین های جدید عاشقانه آفلاین های جدید عارفانه جک نظر ۲

    جک اصفهانی *

    آبان ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۳ ب.ظ · در دسته جك اصفهاني

  • اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱ لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه: لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟

  • یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار

  • اصفهانیه داشته تو خیابون میرفته که یهو میبینه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نیاز به قضای حاجت داره! خلاصه یخورده اطراف چرخ میزنه تا آخر یک توالت عمومی پیدا میکنه. خوشحال و خندان میره تو که یهو دم در یک مردک لندهور جلوشو میگیره، میگه: کجا عمو؟! اینجا توالتش ورودی داره، ۲۰۰ تومن! اصفهانیه شاکی میشه، میگه: انصافتو شکر! یک ریدن دویست تومن؟! نمیخوام! خلاصه میاد بیرون، یکم دیگه چرخ میزنه میبینه نه اوضاع خیلی خرابه، برمیگرده، میگه: درک بیا اینم دویست تومن. یارو میگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودی جدید ۵۰۰ تومنه! اصفهانیه تا فیهاخالدونش میسوزه، میگه: یعنی چی؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برینه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاکی میاد بیرون، یکم راه میره، میبینه الانه که وسط آدم و عالم برینه به خودش، زود بر میگرده، باحال زار یک پونصدی میده، میگه: بیا بابا اینم ۵۰۰ تومن. باز صاب توالت یک ابرو میندازه بالا، میگه: تــُـچ! چون تو مضیقه‌ای ورودیت میشه هزار تومن! اصفهانیه که دیگه عرق از بناگوشش سرازیر شده بوده، میگه: بابا سگ خور! بیا اینم هزار تومن، بزار برم برینم! خلاصه میره تو. مردک توالت‌چی(!) میبینه یک ربع گذشت، نیم ساعت گذشت، یک ساعت گذشت، آقا نیومد بیرون. میره در توالت رو باز میکنه، میبینه اصفهانیه با کمربند خودشو دار زده، یک یادداشت هم گذاشته که: “کسی که تو این گرونی فرق گوز و ان رو نمیفهمه فقط واسه مردن خوبه“!

  • یه اصفهانیه میره خواستکَاری برای اقا زادش بابای دختر میبرسه شما در دختر من جه جیزی دیدین که اومدین خواستکَاری در دخترتون هیجی والا ولی تو حساب بانکی شما یک جیز هایی دیدیم

  • یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می کنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می کونم.

  • چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد

  • یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!

  • یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته کنار خیابون گریه میکنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد میگه اینکه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!

  • یه اصفهانی به باباش تلفن میزنه برای اینکه پول تلفنش زیاد نشه فقط میگه : من کاظم ، پول لازم . باباش هم میگه : من مریض ، قر نریز

  • بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم !

  • به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس .

  • به اصفهانی مییگن با کالسکه جمله بساز میگه این میوه ها کالس که !!!!!!!!!!!

  • اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟

  • ۵راه میشه تشخیص داد یه نفر اصفهانیه
    اول اینکه همشون زیرشلواری آبی راه راه می پوشن ( البته شاید با خوندن این مطلب سریع اونو عوض کنن)
    دوم اینکه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهی به شیشه میکنن به کجا رسیده
    سوم اینکه تا در بستنی رو باز میکنن سریع یه لیس به درش میزنن
    چهارم اینکه وقتی براشون مهمون میاد دم در می ایستند و به جای اینکه بگویند بفرمائید تو میگن چرا نمیای تو
    پنجم اینکه من اصفهانی نیستم ، ولی چرا این کار ها رو میکنم

  • اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق و بهش بگین کوچه اون طرفی شام میدن

  • اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش

  • یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده

  • اصفهانی تف میکنه آب بدنش کم میشه

  • یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش تف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا , اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور

  • اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

  • یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه

  • بچه اصفهانی سر سفره غذا می خورده.باباش با لهجی شیرین اصفهانی بهش میگه باباجون اینقدر غذا بخور که سیر بشی نه اینقدر که خسته بشی

  • اصفهانیه داشته رو خودش یخ می ریخته. میگن چرا این کارو می کنی میگه می خوام سرما بخورم.
    میگن چرا؟ میگه : آخه یه پنی سیلین دارم داره تاریخ مصرفش میگذره !

  • اصفهانیه می‌ره سربازی وقتی برمی‌گرده بابا و داداششو با کلی ریش می‌بینه می‌زنه زیر گریه می‌گه بگین چی شده من طاقت دارم.
    باباش می‌گه کره‌ خر چرا ریش تراشو با خودت برده بودی؟!

  • اصفهانیه قله اورست رو فتح کرد.بهش میگن انگیزه ات چی بود؟؟
    میگه خدا لعنت کنه کسی رو که گفت اون بالا نذری میدن یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
  • Advertisements

    برچسب‌ها:

    پاسخی بگذارید

    در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

    نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

    شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

    تصویر توییتر

    شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

    عکس فیسبوک

    شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

    عکس گوگل+

    شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

    درحال اتصال به %s


    %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: